بازارِ ایران
در این بازه، قیمت طلای ۱۸ عیار داخلی از حدود ۱۹,۸۵۲,۷۰۰ تومان به ۲۱,۷۴۶,۴۰۰ تومان رسیده؛ یعنی جهشی محسوس در چند روز، در حالی که تغییر ماهانه ۱۵.۶٪ بوده و نشان میدهد بخش بزرگی از این حرکت در همین بازهی کوتاه رخ داده است. اونس جهانی در همین فاصله فقط ۰.۱۸٪ حرکت کرده (از ۴,۵۹۴.۹۳ به ۴,۶۰۳.۱۴ دلار)، پس سهم اصلیِ رشدِ قیمتِ داخلی از نوسان جهانی نیامده و باید در جای دیگری جستوجو شود.
نگاه به نرخ دلار آزاد که در همین روزها ثابت روی ۲۰۰,۶۰۰ تومان مانده، این احتمال را تقویت میکند که جهش قیمت طلا بیشتر از نوسانِ لحظهایِ تتر (بین ۱۸۷,۵۴۷ و ۲۰۱,۹۵۶ تومان) و التهابِ ساعاتِ غیررسمی بازار آمده، نه از تغییرِ نرخ رسمیِ دلار در روز.
شکاف ۲۶.۹٪ بین دلار آزاد و نرخ رسمیِ مرکز مبادله، و شکاف مشابه ۲۷٪ در درهم، همچنان باز مانده؛ این یعنی فشار روی کانال رسمیِ واردات طلا و ارز ادامه دارد و بازار خرد همچنان بر مبنای نرخ آزاد قیمت میگذارد، نه نرخ رسمی.
جالب اینکه با وجود این جهش قیمتی، حباب طلای داخلی نسبت به ارزش ذاتیِ دلاری در حال حاضر منفی و برابر ۲.۴- درصد است و روندش نزولی گزارش شده؛ یعنی قیمت بازار کمی پایینتر از آن چیزی است که ضرب اونس در دلار آزاد نشان میدهد، نه بالاتر — نکتهای که با تصور رایج «حباب هیجانی» در دورههای جهش قیمت همخوانی ندارد.
در میان تیترهای خبری، وزن اصلی روی دو رویداد نظامیست: نگرانی دربارهی اثر جنگ ایران بر انتخابات آمریکا، و ادعای بستهشدن هرمز بهعنوان عامل افت ذخایر نفتی آمریکا؛ هر دو از جنس رویدادهای پرریسک ژئوپلیتیکیاند که بهطور سنتی تقاضای احتیاطی برای طلا را در ایران تحریک میکنند، هرچند رابطهی مستقیم و قابلاندازهگیری این تیترهای خاص با جهش اخیر قیمت در این داده مشخص نیست.
تحریمهای جدید آمریکا و واکنش پاکستان، همراه با نظر رحمانپور دربارهی مخالفت چین با تحریمها، وزن کمتری دارند اما در همان راستا — تشدید فشار تحریمی — یادآور محدودیت کانال رسمیِ واردات شمش هستند که میتواند بخشی از عرضهی داخلی را تحت فشار نگه دارد.
با توجه به اینکه بازار داخلی هماکنون بسته است و تنها ۲۸ از ۷۶ مشاهدهی ثبتشده در ساعات بازِ رسمی بوده، بخشی از این جهش میتواند در ساعات غیررسمی و بر پایهی انتظارات شکل گرفته باشد، نه معاملهی واقعیِ گسترده.